روزهای تنهایی

روزهای تنهایی

زخم هایم به طعنه می گویند:دوستانت چقدربانمک اند...!!!

سرزمین سوخته ها

اینجابه دنیاآمدم درسرزمینی سوخته اهل همین آبادی ام ،اهل زمینی سوخته

خورشیدآتش میزنددرشهرمن محصول را پاییزهنگام درو وقتی به چینی سوخته

احساس پوچی میکنی حتماتوهم همراه من محصول عمری زحمتت وقتی ببینی سوخته

هرروزبایدبشنوی ازجمع این دل مردگان گویا عاشقی کم میشودیاهمراهی سوخته

من کودکی هایم شبی آتش گرفت  ازدفترم تصمیم کبرا گم شدوساراوسینی سوخته

ای مادرافسانه ای سیمرغ یادی کن مرا زاییده مام میهنم امشب جنینی سوخته را

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نویسنده: غریبه ای درغزل ׀ تاریخ: سه شنبه 26 مهر 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

درباره وبلاگ

به دل نگیر دراین ضیافت فقیرانه من دعوت نداری...! میدانی.... بهای زیادی دادم.... پیوندباآنکه دوستش ندارم... نمیدانم....عادلانه است برای تاوان پس دادنم یانه؟!!! تاوان سادگی هایم......!


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

روزهای تنهایی

CopyRight| 2009 , cilentcry.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM